»»مهاجریار از راه رسید

مهاجریار از راه رسید

دو سال پیش مشغول پاسخ دادن به سوالات مهاجرتی بینندگان وبلاگم بودم و هم زمان داشتم برای مادرم ویزای کانادا می گرفتم که یهو به فکر افتادم، چرا من هرچقدر در زمینه مهاجرت با آدم ها حرف می زنم و سعی می کنم کمکشون کنم خسته نمیشم؟ چرا انرژیم بجا اینکه کم بشه بیشتر میشه؟ دلایلی از جمله دلایل زیر به ذهنم رسید:

  1. کمک به دیگران همیشه برای من خیلی لذت بخش بوده. یکی از بزرگترین هدفهام در زندگی اینه که بتونم روی زندگی دیگران تاثیر مثبت هرچند کوچکی بذارم. و هربار یکی از خوانندگان وبلاگم یه تشکر ساده می کنه من رو کلی خوشحال می کنه.
  2. مهاجرت زندگی من رو دگرگون کرد. با وجود اینکه از مادر و عزیزان دیگرم هزاران کیلومتر فاصله دارم، میزان آرامش و خوشحالی من الان با قبل از مهاجرت قابل مقایسه نیست. وقتی که به دیگران هم کمک کوچکی می کنم در این مسیر، احساس می کنم اونها هم ممکنه مثل من زندگیشون دگرگون بشه و من نقش کوچکی در این تغییر داشتم، و این خوشحالم می کنه.
  3. یادمه وقتی که داشتم تصمیم می گرفتم برای مهاجرت خیلی فکرم آشفته بود. هزاران ناشناخته بود که قرار بود وضعیت من رو تعیین کنن. می دونستم برای اینکه موفق بشم باید تا می تونم اطلاعات جمع کنم و ناشناخته های مهاجرت رو به حداقل برسونم. توی این مسیر کلی کتاب و مقاله و بلاگ خوندم و نتیجه ش شد همین که وقتی اومدم ناشناخته ها خیلی کم بود و ظرف یک هفته کار پیدا کردم، ظرف ۳ هفته ماشین خریدم، ظرف ۶ ماه درآمدم رو به بیش از حد انتظارم رسوندم، ظرف ۱۰ ماه خونه خریدم، و ظرف یکی دو سال به آرامشی رسیدم که انتظار داشتم بعد مهاجرت برسم. (در اینجا بیشتر فاکتورهای مادی رو ذکر کردم صرفا برای اینکه بهتر قابل اندازه گیری هستن تا خوشحالی و آرامش)
    وقتی دیگران رو راهنمایی می کنم، احساس می کنم دارم اردلان ۵ سال پیش رو راهنمایی می کنم. می دونم که چقدر اردلان قدردان این راهنمایی ها خواهد بود و چقدر مسیر زندگیش می تونه تغییر کنه.

هم زمان با اینها، دقت کردم دیدم پیغام های نزدیک به یک ماه جمع شده و هنوز فرصت نکردم جوابشون بدم. بعضی هاشون سوالات کامپیوتری و برنامه نویسی بودن، ولی بیشترشون مهاجرتی. تاسف خوردم و گفتم کاش هر روز ۴۸ ساعت بود…

به اینها که فکر کردم یهو یه چراغ بالای سرم روشن شد (چراغ فرضی البته). با خودم گفتم اگه درس مشاوره مهاجرت رو بخونم، می تونم بیشتر مخاطبینم رو راهنمایی و کمک کنم. در کنار این می تونم احتمالا درآمدی هم از این راه داشته باشم که اجازه بده شغل دیگرم رو پاره وقت کنم یا کلا کنار بذارم و وقت بیشتری به کمک به مردم اختصاص بدم. از اونجایی که همیشه رشته حقوق از رشته های خیلی مورد علاقه م بود، تصمیم گرفتم این ایده رو ادامه بدم و برای وکیل مهاجرت شدن آموزش ببینم.

بعد از اون رفتم تحقیق کردم، یکی از بهترین برنامه های آموزشی وکلای مهاجرت رو پیدا کردم، امتحان آیلتس دادم و در کلاس ها ثبت نام کردم. هم زمان روی ایده های دیگری هم کار کردم که در نهایت به مهاجریار ختم شدن: بستری برای ارتباط مهاجرین و متقاضیان مهاجرت.

دو سال روی این ایده و درس حقوق مهاجرت در کنار کار تمام وقت شبانه روز کار کردم. با وجود اینکه انرژی زیادی می برد، هرچقدر بیشتر پیش می رفتم بیشتر به مسیرم و مهاجریار ایمان پیدا می کردم.

امروز تو می تونی اولین نتیجه این دو سال تلاش رو ببینی. برای شروع، می تونی سوالاتت رو در بخش پرسش و پاسخ بپرسی تا من یا یکی دیگه از مهاجریاران پاسخ بدیم. در روز ها و هفته های آینده هم سایت رو چک کن تا مقاله هایی که بزودی منتشر میشن رو بخونی. می تونی در کانال تلگرام مهاجریار هم عضو بشی تا هر وقت مقاله ای منتشر شد یا سوالی پاسخ داده شد باخبر بشی.

اگر هم پیشنهاد یا نظری داری خوشحالم می کنی اگر به صفحه تماس با ما بری و ارسالش کنی. فعلا!

‫‫نوشته | ۱۳۹۶/۸/۱۰ ۳:۲۲:۱۸ ۲۳ مهر ۱۳۹۶|دسته: اخبار مهاجریار|

ثبت ديدگاه